ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۳۱, چهارشنبه

مامان بهار در تولد ۵۰ سالگیش،‌ برای دخترش که یک قاره آنور تر زندگی می‌کرد نوشته بود احساس می‌کنم ابری ام که با دو طناب، محکم به زمین بسته شده ام و اگر تو و گلنار را نداشتم، مدتها بود ناپدید شده بودم.
آنموقع فکر می‌کردم هر بچه مثل یک طناب است و اگر کسی ۶ بچه داشته باشد، لابد حس می‌کند با ۶ طناب بسته شده. همان موقع فکر می‌کردم قلب آدم تماما مال بچه اش است تا وقتی که بچه دوم بیاید و نصف جای بچه اولی را بگیرد. نمی دانم از کی فهمیدم بچه های ادم قلب آدم را تکه تکه نمی‌کنند، بلکه هر کدام به تنهایی همه اش را اشغال می‌کنند. عشقشان روی هم، روی هم ، می‌نشیند روی تمام قلب آدم. داستان طناب ها هم همین ‌طور است. هر بچه به اندازه کافی آدم را طناب پیچ می‌کند و می‌بندد به زمین،‌ حتی اگر به سبکی ابر بوده باشی یا حداقل خیال کنی که این قدر سبک بوده ای.


ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

سهراب کشی

از درد تو هیچ روی درمانم نیست / درمان که کند مرا که دردم هیچ است

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

بابای این بچه 'شیرین تر از عسل' من می‌گوید خوشمزگی و گوگولیت این موجودات در چشم پدر و مادرشان دلیل evolution ای دارد و طی ملیونها سال تکامل،‌ این ها همچین طوری گرد و قلمبه و گوگولی شدند که علارقم اذیت و آزار و عربده‌کشی و غذا خوردن و پی‌پی کردن و خوابیدن تمام مصیبتشان،‌ والدین با روی گشاده نگهشان دارند و یک وقت بر ندارند ببرند بگذارندشان سر کوچه که آشغالی ببرد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۱, پنجشنبه

Love is…

when “cold feet” are a cure for snoring.

لاو ایز این که شما یک عمر از موی فرفری شاکی بوده باشید و تمام محصولات شیمیایی و غیر‌شیمیایی بازار را آزمایش کرده باشید تا مویتان صاف شود،‌ بعد همین که اولین فر روی کله کم پشت بچه‌تان شکل گرفت، هی راه بروید و بگویید مامان قربون اون فر موهات بره.